مؤلف مجهول
121
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
و يا اين بيت از گرشاسبنامه : نبايد ز دشمن به دل دوستى * اگر چند با او ز هم پوستى ( گرشاسبنامه ، ص 99 ) در ورقه و گلشاه آمده : تو دانى كه با تو ز هم گوهرم « 1 » * ببخشاى كز غم به رنج اندرم ( ص 51 ) و جايى ديگر آمده : اگر شه برادر بدى مر مرا * ز هم باب و مادر بدى مر مرا ( ص 101 ) ( 3 ) ص 4 ، س 17 سگاليدن : مطلق انديشيدن ، مكر و كيدكردن و انديشهء بدكردن . در تاريخ بلعمى آمده است : « و دانست كه آن كار ايشان است با يكديگر سگاليدهاند » ( ص 275 ، س 5 ) و نيز نگاه كنيد به : ديوان فرخى ، ص 89 ؛ ويس و رامين ، ص 30 - 87 - 327 - 342 - 371 ؛ سياستنامه ، ص 129 - 244 - 254 - 293 ؛ قصص قرآن ، ص 82 - 215 - 255 - 257 ؛ قابوسنامه ، ص 23 ؛ كشف الاسرار ، ج 2 ، ص 674 ، ج 4 ، ص 49 - 142 ؛ ج 5 ، ص 13 - 47 ؛ ج 6 ، ص 138 ؛ ج 7 ، ص 273 ؛ ج 9 ، ص 193 . ( 4 ) ص 71 ، س 1 شنگل : سم گاو ، يا گوسفند يا آهو . . . اين واژه به اين شكل در فرهنگها ضبط نشده است . اما « زنگله » و « ژنگله » به همين معنى در كتب لغت ديده شد . در مقدمة الادب آمده است : « ظلف : سم گاو ، ژنگله [ ى ] گاو يا گوسفند يا آهو » ( مقدمة الادب ، ص 441 ) و هم نگاه كنيد به : المرقاة ، ص 103 ؛ السامى فى الاسامى ، ص 338 ؛ المصادر ، ص 92 - 145 - 251 اين كلمه به همين شكل و همين معنى در افغانستان معمول است « 2 » در كتاب آداب الحرب و الشجاعه آمده است : « و بدانكه ايزد سبحانه و تعالى . . . مر حيوان را آلت گوناگون داد يك گروه را چنگال و يشك چون پيل و شير و گرگ و ببر و پلنگ و خوك و خرس و آنچه بدين
--> ( 1 ) . در متن ورقه و گلشاه چاپ دانشگاه به تصحيح دكتر ذبيح اللّه صفا چنين آمده : « تو دانى كه با تو ز يك گوهرم » آنگونه كه در حاشيهء كتاب ورقه و گلشاه آوردهاند متن اصلى « هم » بوده كه ايشان « يك » را به جاى آن نهادهاند . بهر روى اگر قرار به تصحيح متن بود حق بود مورد دوم « ز هم باب و مادر بدى مر مرا » نيز درست مىشد . ( 2 ) . لغات عاميانه افغانستان - عبد اللّه افغانىنويس ذيل شنگل .